درد بی‌درمون


۱۱ شهریور ۱۳۹۰


زنان تی وی


یک فیلم خانگی که تصادفاً تبدیل به یک فیلم مستند از جریان تریاککشی و خشونت خانگی می‌شود. احتمالاً در یکی از خانه‌های کارگری پایین شهر. مرد پای منقل نشسته و دارد حال می‌کند و چیزهایی می‌خواند. زن کمی عقب‌تر از او دارد قند می‌شکند و مرتباً می‌دود وسط خوانندگی مرد. دختر و پسر جوانی مرتب سرک می‌کشند به داخل کادر دوربین و می‌خندند و شریک مجلس بزم هستند. زن دوباره می‌دود وسط خوانندگی مرد و گویا بیتی از عاشقی می‌خواند. مرد غیرتی می‌شود و یک باره می‌پرد به طرف زن.

فیلم‌بردار که بنا بود جریان یک بزم را به تصویر بکشد کار را ادامه می‌دهد. نشان می‌دهد که مرد دارد به‌شدت با لگد می‌کوبد به سر زن و زن، نقش بر زمین شده. پسر و دختر فقط نگاه می‌کنند و مرد خشمگین کاسه قند را می‌کوبد بر سر زن و زن همچنان زیر مشت و لگد دادوهوار می‌کشد. به زحمت بلند می‌شود و فرار می‌کند و داد می‌زند. وقتی زن فریاد می‌کشد و از اتاق بیرون می‌پرد، دختر پشت سرش داد می‌زند: درد بی‌درمون ….