آبی گرمترین رنگ است و دردسرهای سینمای لزبین


۲۹ آذر ۱۳۹۲


پارسان امانی


فیلم بحث برانگیز “زندگی‌ ادل” که عنوان انگلیسی‌ آن آبی گرمترین رنگ است برنده شصت و ششمین نخل طلائی جشنواره کن فرانسه شده و حرفها و نظرات بسیاری را به دنبال داشته است.

آیا صحنه سکس این فیلم به درستی‌ سکس دو انسان لزبین را روایت می‌‌کند و یا اینکه تنها از دید یک کارگردان مرد دگرجنسگرا بیان شده است؟ آیا با بازیگران اصلی‌ این فیلم در طی‌ تولید آن بدرفتاری شده است؟ آیا عدم حضور یک همجنسگرا درساخت این فیلم قابل دفاع است؟ آیا نادیده گرفتن تماس خانم ژولی مروه Julie Maroh – نویسنده رمان تصویری که این فیلم بر اساس آن ساخته شده – از طرف کارگردان عمل درستی‌ است؟ آیا عبدل اللطیف کشیش Abdellatif Kechiche کارگردان این فیلم صرفا از بحث همجنسگرایی بین دو زن برای تسخیر باجه‌ها استفاده کرده است؟

بازیگران اصلی‌ فیلم ادل اگزورکوپلوس Adele Exarchopoulos بازیگر نوزده ساله و لیا سیدوLea Seydoux  هیجده ساله اظهار داشته اند که در تمام مدت تولید فیلم کارگردان به آنها لفاظی کرده است و با عصبانیت به دنبال خلق یک رئالیسم مطلوب و قابل قبول بوده است. صحنه عشق بازی که در اواسط این فیلم سه ساعت گنجانده شده است نزدیک به ده دقیقه زمان‌ برد و برای تولید آن ده روز طاقت فرسا زمان صرف شده است، به همین روال است صحنه مشاجره که نتیجه یک ساعت کار مداوم گروه است و حتا کارگردان  به بازیگران خود برای  شبیه سازی درگیری فیزیکی‌ اجازه نداده است.

 خانم اگزورکوپلوس در مصاحبه با وبسایت دیلی بیست در فستیوال تلورید آمریکا می‌‌گوید:

” شما می‌‌توانید تصور کنید که ما چقدر عذاب می‌‌کشیدیم صحنه دعوا خیلی‌ وحشتناک بود نقش مقابل بار‌ها من را کتک می‌‌زد و کارگردان فریاد می‌‌زد که دوباره بزن!”

خانم سیدو اضافه می‌‌کند :

” اگر در آمریکا فیلمبرداری می‌‌کردیم به خاطر این خشونت در زندان بودیم در صحنه مشاجره که با سه دوربین گرفته می‌‌شد تنها ما یک ساعت زمان صرف کردیم. در این صحنه من می‌‌بایستی ادل را هل می‌‌دادم به سمت در شیشه‌ای و به او می‌‌گفتم که گمشو اما ادل به در برخورد و زخمی شد طوری که خون در همه جای صحنه ریخت اما کارگردان فریاد می‌‌زد که ما هنوز کارمان تمام نشده است و دوباره صحنه را می‌‌گیریم.”

در مورد صحنه عشق بازی‌، خانم اگزرکوپلوس می‌‌گوید:

” ده روز را صرف آن کردیم و اصلا اینطور نبود که فکر کنیم قرار است امروز این صحنه را تمام کنیم. در طی‌ این ده روز با خودم فکر می‌‌کردم که تمام مدت روز را باید لخت باشم و پوزیشن‌های مختلف سکس را انجام دهم و این بسیار سخت بود چرا که آنقدر آشنایی با سکس لزبینی نداشتم.”

 به سختی می توان نام پنج فیلم سینمایی که در ان سکس لزبینی به طور واقعی به تصویر کشیده شده است که ذکر کرد، منظور البته بیشتر از بوسیدن است. تقریبا زنان همجنسگرا بر این اتفاق نظر هستند که عبدالطیف کشیش کارگردان این فیلم برداشت درستی‌ از سکس لزبین نداشته است. رفتارهای سکسی‌ که در این فیلم به کار رفته است حقیقی‌ به نظر نمی‌‌رسد و جای بسی‌ تعجب است که چرا کشیش به جای الهام گرفتن از متن اصلی‌ رمان تصویری خانم مارو از سکس لزبینی اکروباتیک مرد پسند الهام گرفته است. شاید برای ایشان خلق صحنه‌های خالص و ساده خود متن باعث از دست دادن مخاطب مرد فیلم می‌‌شده است. این فیلم نقد‌های مثبتی را از جانب نویسندگان مرد گرفته است در حالی که منتقدین همجنس گرا از جمله خانم مارو صحنه عشقبازی را ” مسخره” عنوان کرده اند.

عدم وجود عاشقانه‌های همجنسگرایی بر روی پرده‌های سینما یکی‌ از موضوعات فراگیر فمینیستی است. سرمایه گذاری و مشارکت در پروژه‌های فیلم‌ سازی در مورد زنان با هر گرایش جنسی‌ کاری دشوار است. هر هفته فیلم هائی اکران می‌‌شوند که نقش های اصلی‌ را مردان ایفا می‌‌کنند در حالی که خلاف این امر بسیار نادر است. حتا در کشوری مانند سوئد که خالق شخصیت ابر(ضدّ) قهرمان لیسبت سالاندر است پروژه فیلمهای همجنسگرائی همچنان با مشکلاتی‌ روبرو هستند.

ژوزفین تنگبلاد Josefine Tengblad تهیه کننده سوئدی فیلم مرا ببوس توضیح می‌‌دهد که حتا با وجود دو نفر از مشهورترین بازیگران سوئدی پیدا کردن سرمایه گذار برای فیلم بسیار کار سختی‌ بوده است. او می‌‌گوید:

” سرمایه گذار‌ها به طور مدام اظهار نگرانی می‌‌کردند که مخاطب شور و علاقه‌ای برای دیدن این فیلم نخواهد داشت چرا که داستان در ارتباط با دو زن است. در مورد صحنه عشقبازی هم ترس‌های زیادی وجود داشت و به ما مرتب پیشنهاد می‌‌شد که این صحنه ادیت و یا حذف شود اما علیرغم این مشکلات ما صحنه را حذف نکردیم.”

به هر حال با وجود تمام قوانین و احساسات همجنسگرا ستیزی که در سراسر دنیا وجود دارد توزیع فیلمی از جامعه ال‌جی‌بی‌تی‌LGBT در جهان کار مهمی‌ است. همانطور که کارگردان لزبین کانادایی لورئ کلبرت Laurie Colbert درباره فیلم  آبی گرمترین رنگ است گفت:

” فکر نمی‌‌کنم که فیلم‌های زیادی از این دست داشته باشیم که عجله‌ای هم برای انتقاد آنها باشد، من واقعا تشنه فیلم‌های همجنسگرا محور هستم.”

امید می‌‌رود که این فیلم فروش خوبی‌ داشته باشد و در آنصورت پیامی برای شرکت‌های تولید فیلم در بر خواهد داشت که اینگونه فیلم‌ها نیز فروش خوبی‌ خواهند داشت و به علاوه باعث باز شدن درهای سینما به روی همجنس گراهای نویسنده و کارگردان با استعداد و نادیده گرفته شده می‌‌شود.