اکثریت خاموش، وقتی نقش زنانه و مردانه عوض بشود


۱ فروردین ۱۳۹۳


محیا امی


اکثریت خاموش: تصور کنید نقش زنانه و مردانه عوض بشود. متلک‌ها و آزارهای خیابانی؛ تجاوز‌ها؛ خشونت‌های خانگی؛ توهین‌ها و تحقیرهای مجریان قانون؛ مبارزات بی‌پایان و بی‌نتیجه؛ همه و همه از سوی زنان و برای مردان باشد. اکثریت خاموش، فیلمی از النر پوریت، یک فیلم سمبلیک است که این تصوّر را به تصویر می‌کشد:

ترجمه آهنگ:
مثل یه پسرموهای بلند دارم.
مثل یه پسر کت چرمی می‌پوشم.
مثل یه پسر زنجیر و کمربند دارم.
مثل یه پسر یه دنده و کله شق‌ام. مراقب باشین!
با این همه یه دختر بیشتر نیستم. و وقتی من رو بغل می‌کنی من کوچولو‌ام.
دل تنگم وقتی کنارم نیستی.

– بیا بریم.
-سلام آقای عزیز!
-سلام خانم برسکن!
-بگید ببینم، فکر کردید در مورد گردهمایی مجتمع؟ شبیه جنگل شده اینجا! کی فکر می‌کنید مراقبت می‌کنه ازشون؟
آه، اینا رو به شما می‌گم! باید به خانومتون بگم!
-خیلی خوب… خداحافظ.

-صبر کنید، کمک می‌خواید؟
-خیلی ممنون، مشکلی نیست.
-چه شانسی داری بابا به این نازی!
-ممنون.
-لبخند بزن عزیزم!

-سلام نثار!
-سلام.
– بیا بازی.
-هوا خیلی گرم نیست؟
– نه، خوبه.
-جدیده اینی که رو سرتونه؟ خانومتون گفته؟
-بله، خانومم.
-هستش خانومتون؟
-نه رفته بیرون.
-می دونین نثار، نمی‌خوام دخالت کنم ولی فکر نمی‌کنین کم کم دارین تحقیر می‌شین؟
-نه…
-اول سیبیلتون رو زدین، بعد ریشتون. ببخشید این رو می‌گم ولی شبیه بچه‌ها شدین!
-نه… نه…
-ولی شما مردین!
-بله.
-منظورم اینه ما مردیم! نه؟ شما که شی نیستین به کسی تعلق داشته باشین! متوجهین؟
-این قانونه! می‌دونین، خدا ما رو محافظت می‌کنه اینجوری!

-زود باش، سگتو بم غرض بده، من تنهام! آشغال… blow job می‌خوای؟! هی آقا پول خرد دارین لطفأ؟ وای امروز روز گندیه!
-بسه! بسه!
-چی؟ مشکلت چیه؟ فکر می‌کنی نمی‌بینمت باسن گنده ت رو تکون می‌دی، با اون شلوار ناز برمودای آبیت! می‌دونی اصلا پسر جون، تو زشتی! یه کاریش باید بکنی. چون من پسر خوش قیافه می‌خوام!، می‌فهمی؟ برو گم شو آشغال!

-زود باش سمیا!
-تا یکم دیگه می‌رسم دفتر! وای، دوباره یه دختر داره دستشویی می‌کنه تو کوچه!
-هی آقا خوشگله! پیس… پیس…
-قفل دوچرخه گیر کرده!
-بدو سمیا!
-چه باسن قشنگی داره!
-صبر کن باهات تماس می‌گیرم!
-چقدر دستشویی می‌کنی!
-مشکلی هست اینجا؟
-دوست نداره ازش تعریف کنیم!
-نه، راحتم بذارین!
-تپلی‌ها رو دوست دارم!
-هی کونی!
-چی گفتی؟ به چه حقی این جوری با من حرف می‌زنین؟ چرا اینجوری با من حرف می‌زنین؟ به چه حقی؟ متوجه هستین چی می‌گین؟!
-عصبانی شد حالا!
-وای… ترسیدم! ترسیدم!
-می دونی تحریکم می‌کنی عزیزم!
-بدبختهای بیچاره!
-چی گفتش بی‌پدر؟

-نه، چیزی نبود خوبم. متلک انداختن بهم فقط.
-هی! چرا به ما توهین کردی؟
-یا معذرت بخواه الان یا چیزتو می‌بریم!
-عجله کنین دخترا! بیاین بریم!
-بذارید برم!
-لذت ببر خواهر جون!
-زود باش معذرت بخواه! بدو!
-بذارید برم!
-خفه شو!
-خفه شو!
-عرق کرده! گرمته عزیزم؟
-این کارو نکن! مردم دارن رد می‌شن!
-بگو چیزت کوچیکه!
-بذارید برم الان لطفا! روز مرده امروز…
-خفه شو!
-خفه شو!
-ازتون خواهش می‌کنم!

-آن‌ها هم چنان من را تهدید کردن با کاترشون، یکیشون با خشونت زیرشلوارم را پایین کشید، اون جامو نیشگون گرفت، برای اولین بار داد کشیدم. بعد، آلت تناسلیم را در دهانش گذاشت و گاز گرفت. این بار انقدر بلند داد کشیدم که یکی إز همسایه‌ها پنجره ش را باز کرد، و متجاوزان فرار کردن.
-درسته؟
-بله.
-دوبار بخونید و امضا کنید.
-بیا، جوجو می‌خواد ببیندت.
-باشه.
-صبر کن، یه قهوه برام درست می‌کنی خوشگله؟ بزرگ، با شکر و شیر، یادت میمونه؟
-آره، یادم میمونه.
-شلوارت بهت می‌اد‌‌ها!
-آره؟ مرسی!
-جالبه، تو روز روشن با هیچ شاهدی…
-منظورت چیه؟
-هیچی، سؤال می‌پرسم، خشن برخورد نکنین. نمی‌خواینکه دستگیرتون کنم به دلیل توهین به من؟ چه تونه؟

-باید بر می‌گشتی خونه، اون جا همو می‌تونستیم ببینیم! نمی‌فهمم… دیوانه‌ها چی کارت کردن! ببخشید کدوم… نمی‌تونستم از جلسه بیام بیرون. نمی‌تونستم دورشون بزنم. ولی فکر می‌کنم حقشون رو کف دستشون گذاشتم.
-واقعا؟ بهت افتخار می‌کنم!
-واقعا زخم و زیلی شدی!
-می خوام برم خونه. منو برسون خونه لطفا.
-تستهای دکتر‌ها تموم شد؟
-آره.
-بریم پس.
-ماشین رو دور‌تر پارک کردم.
-وای… وای… نمی‌تونم اینجامعهٔ فمنیست گند رو تحمل کنم! انگار که برادرامون برای هیچی جنگیدن! چیزی نداری بگی؟ مرین؟
-خسته م می‌کنی با حرفهای مضحک مردگرایانت! نگاه کن چه جوری لباس پوشیدی! نگاه کن پیرهن آستین کوتاهت رو! با دمپایی و شلوار برمودا تا زانو!
-هر جور بخوام لباس می‌پوشم!
-پس به من غر نزن!
-پس می‌خوای شال و کلاه کنم؟
-خسته م کردی!
-مرین کجا می‌ری؟ مرین؟
-میرم ماشین رو بیارم! نیاز به آرامش دارم!
-فاحشه!

-تحریکم می‌کنی عزیزم…
-خیلی جذابی…
-چه باسنی…
-فاحشهٔ احمق…
-لبخند بزن عزیزم…
با تقدیم به أورلی…