زنان دستفروش گیلانی


۱۶ شهریور ۱۳۹۳


میثم ارشدی


زنان دستفروش گیلانی

یکی سبزی می‌فروشد، یکی تخم‌مرغ‌های محلی‌اش را. یکی برای امرار معاش نشای بادمجان و گوجه فرنگی زده است و می‌فروشد، یکی کره محلی و ترشیجات. این جا پنجشنبه بازار شهر رشت است و زن‌های زیادی را می‌توانی ببینی که برای کسب درآمد برای گذران زندگی خود و خانواده‌شانسال‌هاست پنجشنبه‌ها کنار خیابان می‌نشینند و محصولاتشان را به بهای ناچیزی می‌فروشند.

بازارهای محلی گیلان که از آن به نام بازارهای هفتگی گیلان نیز نام برده می‌شود، به طور منظم و مستمر از دیر باز با تنوع محصولات کشاورزی، صنعتی و با توجه به فصول مختلف سال در شهرهای بزرگ و کوچک و حتی روستاهای بزرگ و مهم گیلان برپا می‌شود.

بازارهای هفتگی گیلان، پابرجاترین نوع بازارهای دوره‌ای است که در ایران مشاهده می‌شود. این بازارها بخشی از یک سنت قدیمی هستند. قدمت آن در حدی است که «پره د لا مازه» در سال ۱۶۹۸به «سه شنبه بازار مشهور کسکر» (مرکز خانات گسکر که بعدها ویران شد) اشاره می‌کند که «جمعیت شگفت انگیزی» را به صد مغازهٔ پیرامون یک کاروانسرا در کنار اقامتگاه خان مشرف به کرانهٔ مجاور رود، به خود جذب می‌کند. فریزر از بازارهای تولو بازار (تولم)، کیشماه (کسما) و طره گورام (طاهر گوراب) که هنوز وجود دارند، دیدن کرد و متوجه شد که «تولو بازار یکی از اماکن متعددی در گیلان است که در آن بازارها در یک روز خاص در هفته برگزار شده و دهقانان روستاهای مجاور را به خود جذب می‌کنند. در روزهای دیگر، فقط آلونک‌های خالی را می‌توان در آن جا دید.» اجناس بازارها به روایت ملگونف و نیم قرن بعدتر توسط  رابینو نشان دهندهٔ شبکه‌ای از بازارهاست که اندکی از امروز متراکم تر بوده است. شمار محل‌های بازارها بین ۱۹۱۵ و ۱۹۷۳ از ۴۷ به ۳۶ کاهش یافت. این جاگیری موقعیتی کمتر احتمالاً نشان دهندهٔ امکانات حمل و نقل بهتر و تاثیر فزایندهٔ مراکز بازرگانی دائمی شهرهای اصلی است. در واقع، دیگر در دو شهر اصلی گیلان یعنی رشت و لاهیجان دیگر بازارهای هفتگی برگزار نمی‌شوند، ولی هنوز در همهٔ شهرهای دیگر حضور دارند و اگر چندین بازار از بخش جنوبی دلتای سفیدرود ناپدید شده‌اند، در فومنات و در کنار ساحل تالش، بازارهای جدیدی ایجاد شده‌اند نظیر هندخاله، نوخاله و زیدا در اواخر دههٔ ۱۹۶۰ که ثابت می‌کند این نهاد اقتصادی و اجتماعی حیاتی است. بازارهای گیلانی هفته‌ای یک بار برگزار می‌شوند، در متراکم ترین بخش دلتای مرکزی دو هفته یک بار. پراکندگی روزهای بازار در سراسر هفته باعث توسعهٔ چرخه‌های بازار با هماهنگی زمانی نزدیک می‌شود. زمین مربعی بازار همه جا با ردیفهای مغازه‌های دائمی احاطه شده است، ولی این‌ها که در کنار بازرگانان متحرک قرار دارند در روزهای بازار به اوج فعالیت خود می‌رسند. این‌ها عموماً گیلک و نیز در غرب گیلان تالش و ترک خلخالند. بازار گیلانی جدا از عملکرد اقتصادی نقش‌های بسیار مهم اجتماعی دارد که در حیاتی بودنش نقش مهمی ایفا می‌کند: دهقانان در این بازارها شرکت می‌کنند نه فقط برای این که اجناس را خرید و فروش کنند بلکه برای این که اطلاعات مبادله کنند، خویشان یا دوستان را ببینند، دنبال همسر بگردند، شارلاتان‌ها را تماشا کنند یا صرفاً از محیط سرزندهٔ بازار لذت ببرند

زنان دستفروش گیلانی در این بازارهای تاریخی بساط می‌کنند و برای کسب روزی می‌کوشند. یکی‌شان پنج بچه دارد، یکی‌شان هفت تا، یکی سه تا، یکی هشت تا. بعضی‌هایشان همسر بیمار یا از کار افتاده‌ای در خانه‌دارند، بعضی‌هایشان به‌تنهایی سرپرستی فرزندانشان را به عهده‌دارند و بعضی‌ها هم دخترها و پسرهایشان را عروس و داماد کرده‌اند؛ این‌ها انگار هیچ‌وقت بازنشسته نمی‌شوند. عادت کرده‌اند دستشان توی جیب خودشان باشد و کسی چه می‌داند … شاید کمک‌خرج زندگی فرزندانشان هم بشوند گاهی. آن‌ها لبخند می‌زنند. این زنان با لبخند به جنگ مشکلات زندگی می‌روند. می‌دانند که اگر یک روز کار نکنند، نان شب ندارند، اما باز به روی مشتری‌هایشان می‌خندند.
بازارهای هفتگی شمال، هرچند برای فروش مایحتاج زندگی مردم منطقه تدارک دیده‌شده، اما یکی از جاذبه‌های توریستی شهرهای شمالی ایران است.
.راهتان به شمال افتاد از این زنان خوش‌رو خرید کنید