داستان‌خوانی منیرو روانی پور، گزیده دل فولاد


۱۵ مهر ۱۳۹۳


داستان‌خوانی منیرو روانی پور، گزیده دل فولاد

.

زنی تنها در سال ۱۳۶۰ از شیراز به تهران آمده. از خانه رانده‌شده. از بددلی شوهر و شلاق پدر گریخته. با چاپ رمانش مشهور می‌شود و دید دیگران نسبت به او تغییر می‌کند.
افسانه، دختر شیرازی، مدتی بود ازدواج‌کرده بود. شبی فهمید شوهرش چشم‌های شیشه ای دارد. بالباس خواب نارنجی نازکی از راه پشت‌بام گریخت. پاسبان‌ها او را گرفتند و او که یک شب تمام را با یک لباس نازک بیرون از خانه بوده مورد بازخواست شوهر و پدر قرار گرفت. پدر او را در انباری به شلاق گرفت. التماس‌های مادر افسانه فایده که نداشت هیچ، خودش هم شلاق خورد. بعدازآن شب افسانه بعدازآن شب دیگر حرف نزد. داستان‌های تاریخی پدر، افسانه را دیوانه کرد و او شوهرش را از نسل مردمی دانست که چشم‌هایشان زیر پای خان قاجار ریخته شده است. افسانه پای درخت نارنج آن قدرگریه کرد تا درخت خشک شد و دیکتاتور متولد شد. دیکتاتور ازآن‌پس دستورهای زندگی را به افسانه دیکته می‌کند.
«دل فولاد» نوشتهٔ «منیرو روانی‌پور» در سال ۱۳۶۹ از سوی نشر شیوا در شیراز به چاپ رسید و ترجمه‌ی انگلیسی آن با عنوان «افسانه» در سایت آمازون در دسترس است.

به نوشته ویکی‌پدیا منیرو روانی پور، داستان‌نویس ایرانی، متولد دوم مرداد سال ۱۳۳۳ در بوشهر است. بیشتر داستان‌های وی در شهرهای جنوبی ایران می‌گذرد و فضای آن برآمده از طبیعت و مردم جنوب ایران است. داستان «رعنا»، نوشته خانم روانی پور از مجموعه داستانی نازلی، در دورهٔ سوم  در سال ۱۳۸۲ از سوی بنیاد جایزه گلشیری برگزیده‌شده است.

منیرو روانی پور، اکنون یکی از نویسندگان پرکار ایران است که باوجود اینکه در خارج از کشور زندگی می‌کند، همچنان می‌نویسد. او چند سالی است که زیر عنوان کارگاه داستان‌نویسی «کولی‌ها» در حال آموزش نویسندگان جوان است.

در این ویدیو منیرو روانی پور بخشی از داستان «دل فولاد» را در مقابل دوربین زنان تی‌وی می‌خواند: