داستان‌خوانی منیرو روانی پور، آناهیتا و آواز عاشقانه یال


۶ آبان ۱۳۹۳


محبوبه عباسقلی زاده


به نظر مرد معقولی می‌آمد
از آن‌هایی که می‌توانی به‌شان بگویی جنتلمن …
 .
.

آناهیتا و آواز عاشقانه یال داستانی است از یک سفر که در میان واقعیت و اسطوره‌ها در رفت‌وآمد است. راوی «من» است؛ زنی که در یکی از فرودگاه‌های آمریکا، هواپیمایش تأخیر دارد. مردی را در میان مسافران ملاقات می‌کند. مردی که از همه بالابلند‌تر است، همه جا هست و نمی‌شود ندیدش. به پرواز عادت دارد. پرواز از مکانی به مکانی و از زمانی به زمانی. و می‌تواند به همه زبان‌های زنده دنیا حرف بزند.

.
زن، نویسنده‌ای است که برای شرکت در کنفرانسی درباره اساطیر سفر می‌کند. سخنرانی‌اش درباره تغییر اسطوره‌ها طی زمان است. از تغییر اسطوره‌ها طی زمان می‌گوید و نام‌های گوناگون آن‌ها در جغرافیای گوناگون. برق چشم‌های مرد بالابلند دلش را می‌برد به کودکی‌هایش در سواحل جفره و اسطوره‌های مردم محلی. پیش مرد بالابلند ناگزیر است از گفتن همه‌چیز، انگار که مسخ او شده باشد. مسخ بچه‌برو …
بی‌اراده همراه او می‌رود. از فرودگاه به هواپیما، از هواپیما به ماشین، از ماشین به هتل
شب و تاریکی و ترس و عشق؛ اسطوره‌ها و مظاهر زندگی مدرن در «آناهیتا و آواز عاشقانه یال» در هم می‌آمیزد و زمان سیال است.

.
آناهیتا و آواز عاشقانه یال از داستان‌های تازه و منتشرنشده منیرو روانی‌پور است که خود نویسنده در مقابل دوربین زنان تی‌وی می‌خواند.
این اجرا یکی از مجموعه هشت‌گانه داستان خوانی‌های منیرو روانی‌پور در زنان تی‌وی است.