شب دستگیری


۲۵ دی ۱۳۹۳


شور، شور، شورانگیز، نوشته منیرو روانی پور داستان دستگیری زنی است در فضای دهه‌ی شصت.  بخشی از این داستان با نام شب دستگیری ، راوی ورود شبانه و ناگهانی سه مرد است برای دستگیری زنی که او را از رختخواب بیرون می‌کشند و حتی فرصت پوشیدن لباس به او نمی‌دهند.
سادگی رفتار زن در مقابل خشونت «برادران»، با طرح سؤال‌هایی ساده و در عین حال اساسی آن برهه از تاریخ را به چالش می‌کشد. تصویر دستشویی رفتن زن و برخورد «برادران» با او در حین انجام کار، نمایی طنزآلود به این داستان رئالیستی داده است.
منیرو روانی پور، درباره‌ی این داستان می‌گوید:
داستان شور شور شورانگیز، یکی از داستان‌های کتاب «شب‌های شورانگیز» است. من سال ۱۳۶۰ یک سال در یک بیمارستانی شب‌کار بودم. آن‌جا مجروحین جنگی زیادی می‌آمدند و بخشی از بیمارستان مخصوص مجروحان جنگی شده بود. آخرهای شب می‌نشستیم و صحبت می‌کردیم و آن‌ها از خاطرات جبهه‌شان می‌گفتند و از امام زمانِ سوار بر اسب. از همان موقع شروع کردم به نوشتن یادداشت‌ها. اولین داستان این کتاب در همان سال‌ها نوشته شد، به نام «مجروح جنگی» که الان به اسم «چراغ خاموش» دوباره بازنویسی شده و کامل شده است. یکی از داستان‌های این مجموعه را مجله‌ی پـن ترجمه کرده به اسم «یک شب شورانگیز». حالا من این داستان را می‌خوانم: شور، شور، شورانگیز
قسمت اول این داستان با عنوان «شب دستگیری» را با اجرای منیرو ببینید: