شعرخوانی منتشر نشده سیمین بهبهانی در ۸ مارس سال۸۶


۱۵ اسفند ۱۳۹۳


زنان تی وی


استاد سیمین بهبهانی ، شاعر نامدار ایرانی، همراه همیشگی جنبش زنان که همواره مادرانه و تمام‌قد در کنار فعالان حقوق زنان ایستاد و تا پایان عمر گرانمایه‌اش، از باتوم و دشنام نهراسید و بالابلند درخشید و سرود و همراه مردم ماند و جاوید شد.

این فیلم که از سوی زنان تی‌وی تدوین شده، شعرخوانی منتشر نشده‌ای از اوست که در مراسم ۸ مارس سال ۱۳۸۶ در خانه خدیجه مقدم گرفته شده است.
همان‌طور که خانم بهبهانی در فیلم می‌گوید، او شعری را می‌خواند که سال‌های سوم چهارم پس از انقلاب ۵۷ سروده شده و با وجود منتشر نشدن، بسیار شنیده شد و تاثیرگذار بود:
«سنگسار»
نوبت اقرار زن تا چار شد
حکم دین از رجم او ناچار شد
این گره را دست قاضی باز کرد
راز پنهان فاش در بازار شد
مومنان را شرع اول زد صلا
سینه‌هاشان مشرق‌الانوار شد
این یکی بر بام شد آن بر درخت
سنگ و نیرو محض دین ایثار شد
کم‌کمک در دست‌ها نیرو نماند
شوق اندک، خستگی بسیار شد
زن هنوزش نیمه جانی مانده بود
پاسدارش هفت جان شد هار شد
تخته سیمانی فراز آورد و سخت
بر سرش کوبید و ختم کار شد
گفتم از امداد غیبی دان که دین
با زمان هم‌رنگ و هم‌رفتار شد
عصر سیمان است و عصر سنگ نیست
سنگسار البته سیمان‌سار شد
«سوار خواهد آمد»
سوار خواهد آمد
سرای رفت‌ورو کن
کلوچه بر سبد ده
شراب در سبو کن
ز شست‌وشوی باران
صفای گل فزون‌تر
کنار چشمه بنشین
نشاط شست‌وشو کن
جلیقه‌ی زری را ز جامه‌دان برآور
گرش رسیده زخمی
به چیرگی رفو کن
ز پول زر به گردن
ببند طوقی اما
به سیم تو نیرزد
قیاس با گلو کن
به هفت رنگ شایان
یکی پری بیارای
ز چارقد نمایان
دو زلف از دو سو کن
ز گوشه‌ی خموشی
سه‌تار کهنه برکش
سرودی از جوانی
به پرده جست‌وجو کن
چه بود آن ترانه؟
بلی! به یادم آمد!
ترانه‌ی «ز دستم
گلی بگیر و بو کن»
سکوت سهمگین را
از این سرا بتاران
بخوان! برقص! آری!
بخند و های‌وهو کن
سوار چون درآید
در آستان خانه
گلی بچین و با دل
نثار پای او کن
سوار در سر آید
شبی به روز آرد
دهد به هر چه فرمان
سر از ادب فرو کن
سحر که حکم قاضی
رود به سنگسارت
نماز عاشقی را
به خون دل وضو کن