ملودی


۲۴ تیر ۱۳۹۴


شهریار شهامت


زندگی یک هنرمند چگونه می‌گذرد؟ یک زن ترانه‌سرا و خواننده که هنرش از زندگی او جدایی‌ناپذیر است، یکی مثل ملودی در گروه «آبجیز».

.
هنر ملودی برآمده از زندگی اوست. از کودکی‌هایش، خاطرات گذشته‌اش، خانواده‌اش، مادرش که دور از اوست. از آنچه می‌بیند و تجربه می‌کند. از آنچه نمی‌بیند و از دور تجربه می‌کند.
.
ملودی در خیابان‌های غریبه قدم می‌زند. تضادها را جمع می‌زند و از آن تکامل می‌آفریند. ورزش می‌کند. رنگ‌ها و طعم‌ها را به هم می‌آمیزد. آشپزخانه‌اش را وطن کوچکی ساخته است که تکنولوژی صدای مادر را در آن طنین‌انداز می‌کند.
ملودی از رنگ و نژاد گذر کرده است. راز رفع فاصله‌ها را فهمیده است. آرزوهای کودکی‌اش را کودکانه با خود تا بزرگ‌سالی آورده است. زندگی‌اش را به فهم زندگی اختصاص داده است و در سی سالگی زنی است که می‌خواهد زن باشد و آرزوهایش را یک به یک در آغوش بگیرد. او از کودکی می‌خواهد باله برقصد. آواز بخواند. خانم دکتر بشود. روزنامه‌نگار چندزبانه‌ی موفقی باشد. کریستین امان‌پور بشود؛ و در عین حال خودش باشد. ملودی زنی  است که در سی سالگی هنوز برای بزرگ شدن راه درازی در پیش دارد.
.
ملودی صفوی، یکی از اعضای گروه آبجیز است. ترانه‌ها را او می‌سراید. ترانه‌هایی که از دل این زندگی می‌جوشند.