یک روز با پرستو فروهر


۲۹ آبان ۱۳۹۴


محبوبه عباسقلی‌زاده


سالگرد ترور داریوش و پروانه فروهر که نزدیک می‌شود، دخترشان پرستو فروهر به رسم هر سال این وقت پاییز به سوی تهران پر می‌کشد، خانه‌ی کودکی‌هایش را غبارروبی می‌کند و یاد پدر و مادرش را زنده می‌کند. پرستو فروهر با شیوه‌ای مدنی همچنان پی‌گیر پرونده‌ی قتل پدر و مادرش است.

او در فیلم مستند «یک روز با پرستو فروهر»، ضمن گشت‌وگذار و گفت‌وگو، پرستو ماجرای ترور خونین داریوش و پروانه فروهر و تاثیر آن بر جهان‌بینی خود را شرح می‌دهد.

 محبوبه عباسقلی‌زاده، سازنده‌ی این فیلم مستند می‌گوید: تابستان سال نود و یک هجری شمسی پرستو فروهر برای کتابخوانی «بخوان به نام ایران» به واشنگتن سفر کرد. از او خواستم که به بهانه معرفی کتابش یک روز مهمان من باشد. آن روز ساعت‌ها با دوربین کوچکی در کوچه‌های شهر قدم می‌زدیم و او با دیدن هر گوشه از شهر بخش‌هایی موزاییک‌وار از گذشته را تداعی می‌کرد. گذشته‌هایی از کودکی‌اش با پدر و مادرش داریوش فروهر و پروانه اسکندری از درخت ماگنولیایی که مادرش کاشته بود از بوی خنک خامه …

گویی پرستو هر جای جهان که راه می‌رود دنبال نشانه‌هایی می‌گردد که او را به گذشته‌اش، خانه‌اش، خانواده‌اش پیوند بدهد. گذشته‌ای که با قتلی خونین ناتمام مانده است. او می‌گوید: حالا هر وقت به میدان بهارستان می‌روم، به کلانتری میدان بهارستان می‌روم. آقایی که نامش کلانتر است و سال‌هاست می‌شناسمش ورقه‌ای می‌گذارد جلویم و رسما اعلام می‌کند که گرفتن مراسم برای بزرگداشت پدر و مادرم ممنوع است.‌‌ همان میدان بهارستان برایم تبدیل شده به جایی که سنگینی سالهای اخیر را هم در خودش دارد. رفتن به کلانتری میدان بهارستان جزو کارهایی است که من هر ساله کرده‌ام.

به تعبیر پرستو فروهر «رفتن به آن خانه و تماشای آن پارگی؛ ‌انگار که جا به جا زخم بود. آدم روی زمین آن خانه که راه می‌رفت انگار زخم‌ها دل دل می‌زد.» او تاکید می‌کند: آنجا بیشتر از هر لحظه‌ای متوجه شدم که باید همه چیز ثبت شود و اگر چیزی گم شده باید پس گرفته شود و از‌‌ همان جا شروع کردیم به این تلاش.

محبوبه عباسقلی‌زاده در وصف این حس پرستو می‌گوید: همچنان که جریان تداعی عمیق‌تر شد در گوشه‌ای نشستیم و پرستو از معنای همزمان خانه و قتلگاه به طرزی حسی و عمیق رازگشایی کرد و …
حیف است تعریف کنم؛ خودتان تماشا کنید!